List

 

احمد نادری، مردم‌شناسِ سیاسی، استاد دانشگاه تهران و رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در یادداشت زیر به اهمیت حضور جمعی مردم در عرصه عمومی جامعه‌ی ایران می‌پردازد و  این حضور منحصر به فرد را  تجلیِ امر سیاسی در نظامِ جهانیِ در حال تغییر می‌داند. این متن اولین بار در اینجا منتشر شده است.

                  ***

یکی از مباحث بنیادین انسان شناسی سیاسی این نکته است که دولت‌ها و حکومت‌ها بر پایه فرهنگ ها شکل گرفته و ماندگار می شوند و نظام‌ها و رژیم ها اساسا بر پایه فرهنگ سیاسی به رشد می‌کنند و البته آن‌ را به نوبه‌ی خود بازتولید می کنند. بر این مبنا، می توان انواع مختلف  نظام‌های سیاسی در پهنه سیاست بین الملل  را مشاهده کرد.

یکی از مولفه های نظام‌های مبتنی بر مقبولیت مردمی که در ادبیات مدرن به آنان دموکراتیک گفته می شود، اتکا به آرای مردمی است و نقش مردم در این نظام‌ها(به لحاظ تئوریک) از اهمیت بالایی برخوردار است. صرف‌نظر از اینکه در دولت‌های مدرن و در دموکراسی های غربی چگونه مکانیسم دستکاری (Manipulation) در آرای عمومی اتفاق می افتد، در نهایت این مردم هستند که بایستی در کف میدانها به آنان و آرایشان توجه کرد و از اینرو، تبلیغات و آنچه صاحبنظران مکتب فرانکفورت از آن تحت عنوان صنعت فرهنگ (Kulturindustrie) نام می برند، برای تاثیر و القای خواسته های سرمایه داری مدرن و آنچه اکنون از آن با عنوان نئولیبرالیسم یاد می شود؛ تلاشی شبانه روزی داشته و دارند.

نظام جمهوری اسلامی که البته تفاوتهای جدی و بنیادین با دمکراسی لیبرال دارد، اما در ظاهر اشتراکاتی با آن دارد و این اشتراکات، به شکل و آنچه از آن تحت عنوان جمهوریت یاد می شود بر می گردد. در اینجا قصد مقایسه دو نظام جمهوری اسلامی و لیبرال دموکراسی را ندارم و صرفا به بیان این نکته بسنده می کنم که از آنجا که محتوای نظام در جمهوری اسلامی را اسلامیت تشکیل می دهد، اساسا تفاوتهای بنیادینی با نظام های دموکراسی لیبرال دارد اما بایستی به این نکته توجه کرد که در هر دو نظام، مراجعه به مردم و آرای مردمی نقشی جدی دارد.

جمهوری اسلامی برخاسته از یک خواست مردمی است و این خواست مردمی در یک پروسه در ابتدا انقلابی و پس از آن دموکراتیک انتخابی تا به امروز به عنوان یکی از نظامهای زنده و پرتکاپو به حیات خود ادامه داده است. از اینرو نقش و جایگاه مردم در این نظام بسیار مهم دیده شده است و همین مردم بوده اند که علیرغم دشمنی های چهل ساله نظام سلطه، با پشتیبانی از جمهوری اسلامی تا به امروز نظام را حفظ کرده و به آن استمرار بخشیده اند.

نقش آفرینی مردم در استمرار و اعطای مقبولیت به نظام، در صور و شکل های گوناگونی تحقق یافته است. از حوزه زندگی روزمره و مشارکت در امور مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که بگذریم، در حوزه امر سیاسی می توان مشارکت مردم را در دو حوزه جدی مشاهده نمود: حوزه مشارکت سیاسی در امر انتخابات و دیگری حوزه تظاهرات و راهپیمایی ها. از آنجا که تحلیل امر سیاسی در حوزه انتخابات مجال دیگری را می طلبد، لذا از این موضوع صرفنظر می کنیم. اما آنچه موضوع بحث کوتاه ما در اینجاست، بحث نمود امر سیاسی در حوزه تظاهرات و راهپیمایی هاست. از نظر من می توان نمود امر سیاسی را در تظاهرات به صورت عریان مشاهده نمود.

امر سیاسی (The Political)  که پایه ای ترین مفهوم انسان شناسی سیاسی است، به تمامی نمودهای قدرت در یک سیستم سیاسی اشاره دارد واین نمودها اعم از نمودهای رسمی و غیر رسمی است. نمودهای رسمیِ امر سیاسی در قالب تظاهرات را می توان در همه سیستمهای سیاسی مشاهده کرد. فی المثل، راهپیمایی ها و کارناوال های مربوط به روزهای ملی و روزهای استقلال در کشورهای مختلف از جمله نمودهای رسمی امر سیاسی در حوزه تظاهرات است. اما در جمهوری اسلامی ما با نوعی در هم تنیدگی امور رسمی و بعضا غلبه امور غیر رسمی در این حوزه مواجهیم و این یکی از شواهد خاص بودگی (Particularism) جمهوری اسلامی است. از آنجا که اسلامیت یکی از مولفه های دوگانه مهم نظام اسلامی در کنار جمهوریت است و اساسا مردم ایران مسلمان هستند، کنش های غیر رسمی مسلمانان در حوزه غیر رسمی نیز بعضا یا معنای سیاسی می یابد، و یا اینکه قابلیت تفسیر سیاسی می یابند.

نمونه های این گونه نمودهای غیر رسمی را می توان در راهپیمایی هایی که در اعتراض به سیاست های نظام سلطه صورت می گیرد، و یا اخیرا راهپیمایی اربعین یافت. اعتراض هایی که بسیاری از آنان به صورت خودجوش صورت می گیرد و بن مایه های مذهبی دارد، صورت های کنشی غیر رسمی دارد که اگرچه “کارکرد آشکار” و مستقیم آنان در حوزه سیاست رسمی تعریف نشده است، اما در حوزه “کارکردهای پنهان”، کاملا در حوزه سیاسی جمهوری اسلامی جای داشته و به نوعی بازتولید قدرت نرم برای نظام محسوب می شوند. از آنجا که این تظاهرات در فضای رسانه های آلترناتیو (Alternative Medias) انعکاس می یابند و این رسانه ها توانسته اند انحصار فضای رسانه ای اصلی (Mainstream Medias) نظام سلطه را در هم شکنند؛ لذا دیده شدن آنان حتمی است و تظاهرات هایی که در این رسانه ها منعکس می شود، لاجرم نه بطور کامل بلکه بخش هایی از آنان در سایر رسانه ها انعکاس می یابد و اینگونه است که صداهای هرچند کوچک نیز به گوش جهانیان خواهد رسید.

آنچه در فضای رسانه ای و مخصوصا در رسانه های تصویری اهمیت دارد، مساله بازنمایی (Representation) است. بازنمایی به نحوه پرداخته شدن به یک موضوع توسط یک رسانه باز می گردد. رسانه ها این توانایی را دارند که ابعادی از یک حادثه را آنچنان بزرگ جلوه دهند که همه ابعاد دیگر را تحت تاثیر قرار دهند و این هم می تواند نقطه ای مثبت و هم منفی تلقی شود. بازنمایی های رسانه ای می تواند اتفاقات کوچک را در دوردست ترین جاهای یک کشور پهناور آنچنان بزرگ جلوه دهد که گویی تنها مساله اصلی دنیا همان است و از طرفی می تواند مساله ای بزرگ را آنچنان کوچک جلوه دهد که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است و از اینرو بیراه نخواهد بود اگر جنگ های امروز را در درجه اول نبردهای رسانه ای و در درجه بعد، جنگ بازنمایی ها نامید. در جنگ بازنمایی آنچه اهمیت دارد این است که کدام موضوع، توانایی تبدیل شدن به مساله و اصطلاحا پروبلماتیک شدن را دارد و از اینرو دو دسته رسانه های گفته شده دائما در حال ستیز در این مورد هستند. رسانه های جریان سلطه سعی در کم اهمیت جلوه دادن نقاط مقاومت در کشورها هستند و با بازنمایی غیرواقعی و کوچک از آنان سعی در بی اهمیت جلوه دادن آنها هستند و از دیگرسو، رسانه های آلترناتیو سعی در بازنمایی واقعی نقاط مقاومت دارند و این جدال یکی از اصلی ترین جنگ های فعلی در دنیاست.

راهپیمایی میلیونی اربعین یکی از این موارد جدال است که در دهه اخیر شاهد آن هستیم. از سال ۲۰۰۶ تاکنون که دولت شیعی عراق مستقر شده است، سنت دیرینه راهپیمایی اربعین پس از سالها ممنوعیت در دوران حکومت حزب بعث عراق، جانی تازه یافته است و به جایی رسیده است که نزدیک به بیست میلیون نفر در این راهپیمایی مشارکت دارند. این راهپیمایی که بزرگترین راهپیمایی صلح آمیز در جهان است، در ابتدا توسط رسانه های سلطه نادیده گرفته شد اما پس از نمایش در رسانه های آلترناتیو، رسانه های گروه اول مجبور به پوشش آن بصورت ناقص و با بازنمایی محدود شدند. این راهپیمایی را می توان یکی از نقاط اصلی مقاومت بر ضد جهانی شدن نئولیبرال دانست که نشئت گرفته از سیستم الهیاتی تشیع است و البته اهل سنت و سایر ادیان نیز در آن نقش دارند.

راهپیمایی ها و تظاهرات های دیگر که در ایران برگزار می شود نیز یکی از نمودهای امر سیاسی است که نظام سلطه سعی داشته است آن را نادیده بگیرد و البته داستان گفته شده در بالا برای آنها هم به طریق اولی صدق می کند. تظاهرات ها در واقع نقش حافظه سیاسی جمعی مردم ایران را برعهده دارند و نوعی سیستم بازتولید حافظه ای تلقی می شوند و این سیستم ها های حافظه ای برای بازتولید جمهوری اسلامی بسیار ضروری و حیاتی اند و لذا بازتولید نظام از خلال همین انتقال سیستم حافظه ای انجام می گیرد که در این چهار دهه شاهد امتداد بی وقفه و تسری یافتن به نسل های سوم و چهارم بوده ایم. از اینرو، نقش این تظاهرات ها و راهپیمایی ها را نبایستی دست کم گرفت.

این تظاهرات و راهپیمایی ها علاوه بر نقش جامعه پذیری سیاسی و بازتولید حافظه ای سیستم در حوزه فضای داخلی ایران، نقشی جدی نیز در فضای بین الملل و در سیاست بین المللی دارد و آن، بازنمود نقش مردم در پشتیبانی از نظام و در نتیجه افزایش قدرت و پرستیژ نظام است. در واقع، از سویی کشورهای قطب سلطه با رصد این تحولات، ارزیابی های خود را در برآورد قدرت نرم نظام و پشتیبانی مردمی آن، بر مبنای واقعیت بنا می کنند و از سویی، کشورهایی که عضو این نظام نبوده و یا مقابل آن هستند، اولا جایگاه ایران را در تقابل با نظام سلطه جدی می بینند و ثانیا این تقابل می تواند به الگوسازی منجر شود و آنان می توانند نظام اسلامی ایران را به عنوان الگویی مقاوم انتخاب کنند و از آن الهام بگیرند.

فی المجموع، آنچه جمهوری اسلامی را به عنوان نظامی خاص در دنیا مطرح کرده و منجر به تقابلی تمام عیار میان نظام سلطه و این موجودیت نسبتا جدید در فضای بین الملل شده است، فضای ایدئولوژیک آن است. تقابل ایدئولوژیک میان این دو قطب، که به تعبیر هانتینگتون ناشی از اعتقاد به دو نظام ارزشی جهانشمول و رقیب است، توانسته است نوعی از فضای قدرت-مقاومت را در سیاست بین الملل بوجود آورد که در کنار بپاخیزی قطب های جدیدی همچون چین و روسیه، آینده نظم جهانی را رقم خواهد زد و این آینده قطعا نوعی نظم چند قطبی(Multipolar) خواهد بود و جمهوری اسلامی ایران یکی از بازیگران جدی نظم چندقطبی بین الملل در آینده نزدیک خواهد بود و در این قدرت یابی و پروسه بازتولید قدرت، تظاهرات ها و راهپیمایی های مردمی نقشی بسزا و چشمگیر دارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.